حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2010
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
معلوم است ، كه اومن بكنار كارون رسيده بود . م . ) . اومن معسكر خود را ، در كنار اين رود زده ، سربازانى را تا دريا بقراولى گماشت ، ولى چون عدّهاى زياد براى قراولى لازم بود ، او از پهسستاس خواست ، كه از پارس ده هزار كماندار بطلبد . در ابتداء ، پهسستاس از جهت اينكه او را فرمانده كل نكرده بودند ، حاضر نشد اين كار كند ، ولى چون اومن به او فهماند ، كه اگر آنتىگون فاتح گردد ، نه فقط او والى نخواهد بود ، بل جانش هم در خطر است ، حاضر شد اين عدّه را از پارس بخواهد و باوجود اينكه بعض دستههاى پارسى بمسافت سى روز راه ، از پهسستاس بودند ، احكام بهمهء دستهها در يك وقت رسيد . جهت اين سرعت را ديودور چنين بيان كرده ( كتاب 19 ، بند 17 ) : پارس مملكتى است ، كه داراى واديها و تپههاى زياد است . بر اين تپهها قراولان بومى را بمسافتى نزديك از يكديگر گماشتند . صداى قراولان رسا بود و مسافت را هم طورى معيّن كرده بودند ، كه صداى يكى به ديگرى ميرسيد . بنابراين ، هر قراولخانه مطلب را بقراولخانه ديگر ميگفت و در نتيجه حكم در موعد مقرّر به محل خود ميرسيد ( از قرار نوشتههاى كل امد « 1 » در كتاب دوّم او ، مبتكر چنين ترتيبى پارسىها بودهاند . م . ) . شكست آنتىگون و رفتن او به همدان آنتىگون با قشونش به طرف شوش رفته ، ارگ آن را محاصره و سلكوس را والى اين ايالت كرد . بعد خواست پيش رود و بواسطه گرماى شديد ، عدّهاى زياد از نفرات لشكرش تلف شد . پس از آن از رود كوپراتس « 2 » ، كه بقول ديودور برود پستيگر ( كارون ) ميريزد ، گذشت ، ولى اومن از اين حركت دشمن آگاه شده ، پلى بر پستيگر ساخت و با 4000 نفر پياده و 1300 سوار از رود گذشته باردوى دشمن حمله برد . بر اثر حمله مزبور ، كه ناگهانى بود ، قشون آنتىگون شكست خورده ، فرار كرد ، عدّهاى بسيار ، در موقع فرار ، در رود غرق شدند و 4000 نفر اسير گشتند . آنتىگون ، كه شاهد شكست قشونش گرديده بود ، چون نتوانست علاجى بينديشد ،
--> ( 1 ) - Cleomede , liv lI . ( 2 ) - Coprates .